.

جنیان چه گونه فهمیدند که پیامبر اعظم (ص) به رسالت مبعوث شد؟

میری
.

جنیان چه گونه فهمیدند که پیامبر اعظم (ص) به رسالت مبعوث شد؟

جنیان چه گونه فهمیدند که پیامبر اعظم (ص) به رسالت مبعوث شد؟

     در میان جنیان هم مانند بشر مومن و کافر وجود دارد «و اذا صرفنا الیک نفرا من الجن یستمعون القرآن» ای محمد! یادآور آن هنگام که جماعتی از جنیان را به سوی تو فرستادیم تا به قرآن تو گوش فرا دهند بعضی گفته اند: ما جنیان را از شهرهای خودشان با توفیق و لطف و عنایت منصرف کردیم و به سوی تو گسیل دادیم.

     از ابن عباس و سعید بن جبیر نقل شده است: یعنی جنیان را از استراق سمع با شهاب های آسمانی منصرف ساخته و به سوی تو گسیل دادیم در حالی که بعد از حضرت عیسی (ع) جنیان از استراق سمع ممنوع نبودند و لذا گفته اند: این حادثه ای که در آسمان  اتفاق افتاده است و ما  از استراق سمع باز داشته شده ایم نیست مگر به خاطر آن که در روی زمین اتفاقی رخ داده است و بدین منظور به زمین آمده در جستجو شدند تا آن که در «بطن نخله» در راهی که حضرت به سوی «عکاظ» می رفت و در حال خواندن نماز صبح بود خدمت حضرت رسیدند و از حضرت قرآن شنیدند در کیفیت نماز خواندن حضرت توجه نمودند و از این روی طرد جنیان به وسیله پرتاب شهاب ها و تیرهای آسمانی نوعی لطف و عنایت نسبت به آن ها می باشد.

     هنگامی که جنیان برای شنیدن قرآن خدمت پیامبر (ص) حضور یافتند. برخی از آنان به دیگران گفتند: ساکت باشید تا این که به قرائت قرآن فراغت یافت. جنیان به سوی قوم خود بازگشتند در حالی که آنان را اندرز می دادند و در صورت ایمان نیاوردن آنان را از عذاب الهی می ترساندند.

     در قولی دیگر آمده است که پیامبر (ص) وقتی به سوی مکه برگشت تا به درخت خرمایی رسید. در نیمه شب برای خواندن نماز به پاخاست. گروهی از جنیان که اهل« نصیبین» و به قولی «یمن» بودند بر حضرت عبور کردند. حضرت را دیدند که نماز صبح می گذارد و به قرائت قرآن مشغول بوده گوش به قرآن خواندن حضرت دادند.

     «ابن عباس » و ضحاک گویند: بعضی از جنیان سوار بر یکدیگر شده و ازدحام می کردند برای حرصی که به شنیدن قرآن داشتند. (ترجمه تفسیر مجمع البیان . ج 25 . ص 373) عده ای دیگر گفته اند: رسول خدا (ص) مامور شد جنیان را اندرز دهد و آنان را به سوی خدا دعوت کند و قرآن برایشان بخواند خداوند عده ای از جنیان را از نینوا به سوی حضرت فرستاد حضرت به یاران خود فرمود: من ماموریت دارم که امشب بر جنیان قرآن بخوانم. کدام یک از شما همراه من خواهد آمد؟ عبدالله مسعود همراه حضرت شد. عبدالله گوید: به جز من کسی با حضرت نبود. رفتیم تا بالای شهر مکه و پیامبر خدا (ص) وارد دره «حجون» شد و دایره ای برای من ترسیم کرد و به من دستور داد که وسط آن دایره بنشینم و فرمود: از این دایره بیرون نمی شوی تا من به سویت برگردم.

     حضرت رفت تا این که در نقطه ای ایستاد و قرآن را باز کرد و اطراف حضرتش را سیاهی بسیار فراگرفت به طوری که میان من و حضرت فاصله افتاد. به طوری که دیگر صدای حضرت را نمی شنیدم. آن گاه سیاهی ها مانند پاره های ابر قطعه قطعه شده و می رفتند تا آن که عده ای از آنان باقی ماندند. حضرت با طلوع فجر از کار خود فراغت یافت و به راه افتاد پیش من آمد حضرت از من پرسیدند: آیا چیزی مشاهده کرده ای؟ گفتم : آری مردان سیاهی را مشاهده می نمودم که لباس های سفیدی به پاهای خود پیچیده بودند. حضرت فرمودند: اینان جنیان اهل نصیبین بودند به دنبال این جریان جنیان خدمت رسول خدا (ص) رسیدند و ایمان آورده مسلمان شدند و حضرت احکام اسلام را به آنان آموخت. آن گاه خداوند سوره جن را نازل کرد و حضرت رسول از میان آن ها کسی را انتخاب فرمود و برای هدایت آنان گماشت و اینان همیشه خدمت پیامبر (ص) می رسیدند. آن گاه حضرت به امیرالمومنین دستور داد که به آنان بیاموزد و لذا در میان آن ها هم مومن است و هم کافر. ناصبی هست. یهودی . مسیحی . مجوسی هم وجود دارد و اینان فرزندان جان هستند. (ترجمه تفسیر مجمع البیان. ج 19. ص 23)

     باید به این نکته توجه داشت که بالا رفتن جن به آسمان و فرود آمدن فرشتگان به زمین هر دو به یک معنی است هم چنان که فرشته موجودی مجرد است و از آسمان به زیر می آید جن هم موجودی مجرد است و بالا می رود و هر معنی که برای آسمان و زمین و فرود آمدن فرشتگان تصور می کنی همان معنی برای جن و بالا رفتن آن متصور است و همان طور که پیامبر (ص) وقتی زن پیش رویش نشسته بود جبرئیل را نمی دید به طوری که در حدیث خدیجه و آغاز وحی وارد است که دیدن زن مانع دیدن ملائکه است هم چنین هنگام آشفتگی اوضاع جو و ریختن ستارگان و تشویش خاطر کاهنان جنی از اطلاع بر مغیبات ممنوع شدند و کاهنان از روشن بینی که در نتیجه ریاضت باطل داشتند محروم گشته و آن ها که اهل ریاضتند گویند روشن بینی با آرامش خاطر و بی آلایشی ذهن و فراغ بالی ممکن است و این روشن بینی برای کاهنان به تعلیم ملائکه نیست و گرنه مانند پیغمبر بودند و خطا نمی کردند. (راه سعادت. علامه شعرانی. ص 280)

 

 


موضوعات مرتبط: کتاب شیطان کیست

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۹ | 21:37 | نویسنده : میری |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.